۱۴آوریل ۲۰۲۵ - در مقاله ‌ای که اخیراً در مجله Nutrients منتشر شده است، محققان در ایالات متحده جمعیت بزرگی از افراد پیش دیابتی، دیابتی و سالم را ارزیابی کردند تا اثربخشی یک برنامه اصلاح سبک زندگی دیجیتال را در کاهش خطرات قلبی عروقی و دیابت و بهبود نشانگرهای متابولیک آزمایش کنند.

یافته‌ های آنها نشان می‌ دهد که مداخله ی سبک زندگی به طور قابل توجهی خطر ۱۰ساله ی ابتلا به دیابت را در بین افراد پیش دیابتی تقریباً ۴۶درصد کاهش داده و میزان بهبودی دیابت(معکوس شدن دیابت) را افزایش داده است که اهمیت تغییرات سبک زندگی را برجسته می ‌کند.

با این حال، این مطالعه یک کارآزمایی تصادفی نبود و شرکت در مداخله سبک زندگی داوطلبانه بود، که ممکن است باعث سوگیری در انتخاب شده باشد.

پیشینه

دیابت شیرین بر اساس افزایش سطح گلوکز ناشتا یا HbA1c تشخیص داده می‌ شود و یک عامل خطر مهم برای نوروپاتی، رتینوپاتی، بیماری کلیوی و بیماری قلبی عروقی آترواسکلروتیک (ASCVD) است.

پیش‌ دیابت، حدود یک سوم از بزرگسالان میانسال و مسن در ایالات متحده را تحت تأثیر قرار می ‌دهد و عوامل مختلفی مانند عدم فعالیت، سابقه خانوادگی و چاقی، خطر پیشرفت به دیابت را افزایش می ‌دهند.

مداخلات رفتاری سبک زندگی که کاهش وزن 7 درصدی و افزایش فعالیت بدنی را هدف قرار می ‌دهند، می ‌توانند خطر دیابت را به نصف کاهش دهند، اما برنامه‌ های سنتی نیاز به جلسات مکرر حضوری دارند و به طور گسترده مورد استفاده قرار نمی ‌گیرند. مدل‌ های پیش ‌بینی خطر برای شناسایی افراد پرخطر، با استفاده از عواملی مانند گلوکز، شاخص توده بدنی (BMI)، کلسترول لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL-C) و تری‌ گلیسیرید توسعه داده شده ‌اند.

نویسندگان پیش از این یک مدل خطر 10 ساله دیابت بر اساس آلبومین گلیکوزیله سرم (نه پروتئین گلیکوزیله سرم)، گلوکز ناشتا، آدیپونکتین و تری ‌گلیسیرید ایجاد کرده بودند که با استفاده از داده‌ های آینده‌ نگر از مطالعه فرزندان فرامینگهام، به دقت پیش‌ بینی بالایی دست یافت. با توجه به اهمیت تغییرات سبک زندگی در دیابت و پیشگیری از بیماری قلبی عروقی آترواسکلروتیک (ASCVD)، مداخلاتی که به راحتی قابل اجرا هستند و افراد پرخطر را هدف قرار می ‌دهند، باید آزمایش شوند.

درباره ی این مطالعه

در این مطالعه، محققان ۱۳۳۷۶۴بزرگسال را ارزیابی کردند و آنها را بر اساس سطح گلوکز ناشتا و HbA1c به عنوان دیابتی (۷.۵ درصد)، پیش دیابتی (۳۶.۲ درصد) و سالم (۵۶.۳ درصد) طبقه ‌بندی نمودند.

شرکت ‌کنندگان تحت آزمایش خون ناشتا قرار گرفتند که آدیپونکتین، انسولین، گلوکز، HbA1c، پروتئین سرم گلیکوزیله، پروتئین واکنشیC با حساسیت بالا(hs-CRP)، فیبرینوژن، میلوپراکسیداز، فسفولیپازA2  مرتبط با لیپوپروتئین(LpPLA2)، کلسترول لیپوپروتئین با چگالی کم بر اساس اندازه گیری مستقیم(LDL-C)،  LDL-C[1]کوچک چگال تر، و لیپیدهای استاندارد را با استفاده از سنجش‌های خودکار و استاندارد اندازه ‌گیری می ‌کرد.

پس از ۶ تا ۱۲ماه، نمونه‌ گیری خون پیگیری برای کمی بیش از ۲۰درصداز افراد پیش دیابتی و ۲۲درصداز افراد دیابتی انجام شد. در میان افرادی که داده ‌های پیگیری آنها موجود بود، ۱۲.۲ درصداز شرکت ‌کنندگان پیش ‌دیابتی و ۹.۷ درصداز شرکت ‌کنندگان دیابتی موافقت کردند که در یک برنامه سبک زندگی دیجیتال، داوطلبانه و تحت هدایت متخصص تغذیه با تمرکز بر تغییرات غذایی و رفتاری شرکت کنند.

تأثیر این برنامه با استفاده از یک مدل بیوشیمیایی خطر ۱۰ساله دیابت که قبلاً توسط نویسندگان با استفاده از داده ‌های مطالعه فرزندان فرامینگهام توسعه داده شده بود، ارزیابی شد. این مدل شامل گلوکز ناشتا، آلبومین گلیکوزیله سرم ، آدیپونکتین و تری ‌گلیسیرید بود.

تغییرات در خطر دیابت، نشانگرهای متابولیک، کاهش وزن و میزان بهبودی برای تعیین اثربخشی برنامه در مقایسه با شرکت‌ کنندگانی که در این مداخله شرکت نکردند، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته ‌ها

در گروه‌ های دیابتی و پیش ‌دیابتی، تعداد زنان نسبت به گروه افراد سالم کمتر بود و به طور قابل توجهی مسن ‌تر بودند و BMI و وزن بدن بالاتری داشتند.

سطح HbA1c، گلوکز ناشتا، پروتئین گلیکوزیله سرم ، انسولین ناشتا و پپتیدC همگی در مردان و زنان پیش ‌دیابتی و دیابتی به طور قابل توجهی بالاتر از جمعیت افراد سالم بود. مقاومت به انسولین بیشترین افزایش را نشان داد، که به ترتیب 75٪ و 260٪ در مردان مبتلا به پیش دیابت و دیابت و 112٪ و 306٪ در زنان مبتلا به پیش دیابت و دیابت بود. تولید انسولین به طور قابل توجهی فقط در افراد دیابتی کمتر بود. بسیاری از افراد دیابتی هم مقاومت به انسولین و هم کاهش تولید انسولین را نشان دادند.

نشانگرهای التهابی، به ویژه hs-CRP (90٪ برای مردان و 200٪ برای زنان دیابتی) افزایش یافتند. تغییرات کمتری برای آدیپونکتین، فیبرینوژن، میلوپراکسیداز و LpPLA2 مشاهده شد. خطر 10 ساله دیابت در افراد مبتلا به پیش دیابت (7٪ برای مردان، 4.2٪ برای زنان) در مقایسه با افراد سالم (0.6٪ برای مردان، 0.3٪ برای زنان) به طور قابل توجهی بالاتر بود.

در مورد لیپیدها، فقط تغییرات جزئی برای LDL-C و آپولیپوپروتئین ‌ها مشاهده شد. با این حال، در افراد مبتلا به پیش ‌دیابت و دیابت، تری ‌گلیسیرید ناشتا و LDL-C کوچک چگال تر (small dense) به طور قابل توجهی بالاتر و سطح HDL-C پایین ‌تر بود که نشان‌ دهنده‌ ی پروفایل لیپیدی آتروژنیک ‌تر است. به عنوان مثال،LDL-C  کوچک چگال تر (small dense) در زنان دیابتی تا 35 درصد افزایش یافت.

در حالی که HDL-C به میزان 23 درصد کاهش و تری گلیسیرید 70٪ افزایش یافت.

اصلاح سبک زندگی در افراد پیش دیابتی به طور قابل توجهی خطر دیابت، تری گلیسیرید،LDL-C  و مقاومت به انسولین را کاهش داد، در حالی که سطح آدیپونکتین در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت. تجزیه و تحلیل ها نشان داد که افراد پیش دیابتی کاهش نسبی 45.6 درصدی در خطر پیش بینی شده دیابت را تجربه کردند، در حالی که این کاهش در گروه کنترل تنها 1.6٪ بود.

در میان افراد دیابتی، گروه سبک زندگی 2.4 برابر افزایش در میزان بهبودی از دیابت (8.2٪ در مقابل 3.4٪) همراه با کاهش وزن بیشتر و بهبود در نشانگرهای گلایسمی و التهابی را نشان داد.

نتیجه گیری

این مطالعه نشان داد که افراد پیش دیابتی و دیابتی در مقایسه با افراد سالم، تغییرات متابولیکی و التهابی قابل توجهی را تجربه می کنند. به نظر می ‌رسد که مقاومت به انسولین، بیش از اختلال در تولید انسولین، باعث ناهنجاری ‌های اولیه می‌ شود.

با این حال، در دیابت تثبیت شده، هم مقاومت به انسولین و هم کاهش ترشح انسولین مشهود است. افزایش سطح hs-CRP نقش مهمی در التهاب دارد، در حالی که تغییرات در سایر نشانگرها کمتر بود. اگرچه ناهنجاری ‌های لیپیدی برای LDL-C و آپولیپوپروتئین ‌ها نسبتاً خفیف بود، اما تفاوت ‌های بیشتر در تری‌ گلیسیرید،HDL-C  و LDL-C کوچک چگال تر، افزایش خطر قلبی عروقی را حتی قبل از بروز دیابت آشکار نشان می ‌دهد.

نتایج تأکید می‌ کنند که زوال متابولیک مدت ‌ها قبل از تشخیص دیابت بالینی شروع می ‌شود و اهمیت شناسایی و مداخله زودهنگام در افراد پرخطر را برجسته می‌ کند.

در حالی که این برنامه سبک زندگی دیجیتال در بهبود نشانگرهای خطر مؤثر بود، نویسندگان خاطرنشان کردند که شواهد گسترده ‌تر نشان می‌ دهد که مداخلات کاملاً دیجیتال ممکن است تأثیرات متوسط ‌تری نسبت به رویکردهای ترکیبی یا حضوری داشته باشند. متاآنالیزهای ذکر شده توسط نویسندگان نشان می ‌دهد که مداخلات ترکیبی حضوری و دیجیتال منجر به تبدیل بیشتر به نورموگلایسمی نسبت به برنامه‌ های صرفاً دیجیتال می ‌شود.

مطالعات آینده باید بیشتر بررسی کنند که چگونه التهاب و ناهنجاری ‌های لیپیدی در پیشرفت دیابت و خطر بیماری ‌های قلبی عروقی نقش دارند.

منبع:

https://www.news-medical.net/news/20250414/Digital-lifestyle-program-cuts-diabetes-risk-by-4625-in-prediabetics-study-of-130k2b-adults-reveals.aspx

 

 



[1]نوعی از کلسترولLDL است که از سایر زیرگروه‌هایLDL کوچکتر و متراکم‌ تر است.این نوع کلسترول به عنوان یک عامل خطر نوظهور برای بیماری‌های قلبی عروقی(CVD) در نظر گرفته می‌شود و نسبت به سایر اشکالLDL، آتروژنیک‌تر (احتمالاً باعث ایجاد پلاک در شریان‌ها) است.سطح بالایsdLDL-C می ‌تواند خطر بیماری قلبی و سایر بیماری‌های مرتبط را افزایش دهد.